خرید بک لینک
بعد از احوالپرسی های معمول و چاق سلامتی موضوعی را در نامه ام طرح میکردم و در باره ی آن می نوشتم کلمه به کلمه، سطر به سطر به مقصودی که میخواستم میپرداختم معمولا سعی میکردم انتهای نوشته ام سوالی بپرسم ک

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 8:11

یک روز عصر دم دمای نوروز بود یعنی اواخر اسفند، از بازار که برگشت مادرم زنبیلش را زمین گذاشت و کاستی را که خرید بود از نایلنش در آورد و گذاشت توی ضبط اکایی akaeiسنتور و تنبک دلنشین و پیش در آمد و بعد ص

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 8:11

اصل وحودی ما به همین "فراموش نکردن" است یا اگر هم فراموش کرده ایم باید تلاش کنیم به یاد بیاوریم یعنی زندگی ما با فراموش کردن دیگر زندگی نمی شود هیچ وقت نتوانستم بفهمم اینکه میگویند "فراموش کن" ، یعنی

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 8:11

توی سینه ام دارد سنگی می کند سنگینی نمی دانم آه است یا سنگ نشسته ام یک گوشه اصلا سهم هر کدام از ما فقط یک گوشه است یک گوشه تنگ که میشود دل چشمت دنبال فراخیست دنبال یکی که بیایید ، هیچ نگوید و تو فقط ب

برچسب: نویسنده: میلاد جعفری تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 8:11

صفحه بندی